ورودی های 71 حقوق شیراز

خرید بک لینک
به نام خداخواهان:یاسر خوانده:نیما کد ملیامید کد ملیخواسته :١-فسخ عقد حواله به شرح متن مقوم به یک میلیون تومان از حیث هزینه دادرسی٢-الزام خواندگان به استرداد مبلغ شصت میلیون تومان و خسارات دادرسی و تاخیر تادیهمدرک: مرقومه مورخه ۱۸ مرداد ۱۴۰۳ریاست محترم دادگاه حقوقی تبریزبا سلام , احتراماً شرح دادخواهی آنکه خوانده در قبال دریافت مبلغ شصت میلیون تومان از اینجانب مقرر شد کابل تحویل دهد ولی در اثر خلف وعده از تحویل مبیع خودداری نمود و رفت و آمدهای اینجانب از پیرانشهر به تبریز فایدهای نداشت. نحوه واریز ثمن معامله نیز آنگونه بود که خود فروشنده خواهش کرده بود که به حساب خوانده ردیف دوم( امید ) واریز شود و بعداً کاشف به عمل آمد که کارت بانکی آقای( امید ) در اختیار خود فروشنده قرار دارد و و از آن کارت برداشت می کند. علی ایحال (خلف وعده فروشنده )منجر به (فسخ معامله) گردید و جهت استرداد ثمن , شخص فروشنده مرقومه پیوستی را تنظیم و تحویل اینجانب داد که در آن معامله را لغو نمود و پرداخت ( ثمن ) به خوانده ردیف دوم آقای( امید ) حواله گردید و الان کاشف به عمل آمده است که آقای( امید ) معسر و مفلس میباشد و با توجه به عقد حواله که ماده ۷۲۹ قانون مدنی در این مورد اشعار میدارد:( هرگاه در وقت حواله محال علیه معسر بوده و محتاج جاهل به اعسار او باشد محتال میتواند حواله را فسخ و به محیل مراجعه کند) لذا با تقدیم دادخواست حاضر مستدعی رسیدگی و صدور حکم برابر ردیف تعیین خواسته میباشم.با احترام: یاسر آزاد ورودی های 71 حقوق شیراز...

ما را در سایت ورودی های 71 حقوق شیراز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: شنبه 27 مرداد 1403 ساعت: 21:22

*میان عالم و آدم, تو یکتا درّ یکتایی**میان اینهمه انسان, نداری هیچ همتایی**میان جدول هستی, چو قطره در دل دریا**تو دریا دل نمی دانم چرا خود مثل دریایی**به دریا هم غزل گفتن, نزیبد بی خروش موج**کنار ساحل و امواج زیبا وتماشایی**ندیده حدس من این است و جز این هم نشاید گفت**تو یکتا درً دریای ادب چون شاخ طوبایی**خداوندا سرانجامش به نیکی ختم گردان باز**سرآغازش به نیکی شد, سرانجامش به زیبایی**به یاد حجت قائم(عج), دل شاعر چه پر شور است**خدایا بیشتر گردان دراین دل, شور شیدایی**عصا در دست و بر حضرت(عج) سلامی از دل شاعر**دعا بر لب که بازآید, ندارم من شکیبایی*١٤٠٣/٠٥/١٧ ورودی های 71 حقوق شیراز...

ما را در سایت ورودی های 71 حقوق شیراز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: شنبه 27 مرداد 1403 ساعت: 21:22

رياست محترم دادگاه تجديد نظر استان آذربايجان غربيبا سلام , احتراماً اينجانب به وكالت از خانم (سيده آرزو نويد) مراتب اعتراض خود را نسبت به دادنامه معترض عنه كه در مورخه1403/03/24 ابلاغ شده است, به شرح ذيل معروض داشته و مستدعي نقض دادنامه و صدور حكم عادلانه و خداپسندانه و قانوني ميباشم:مقدمه ضروري موكل در سال 1382 معامله كرده و شهود در كلاسه0200142 شعبه 101 دادگاه كيفري 2 پيرانشهر به تاريخ معامله گواهي در سال 1382 شهادت دادهاند و در سطر هشتم دادنامه بدوي بدان اشاره شده است و چون شوهر موكل به علت تدريس در كردستان عراق به سر ميبرد, موكل ناچارا ساكن عراق بوده و در اين پرونده نتوانسته است در جلسات دادرسي حضور پيدا كند با قصوري كه در تدارك دفاع انجام شده است, (بدون توجه به مفاد دادنامه كيفري و ماده 18 ق.آ.د.ك و بدون ملاحظه پرونده ثبتي و بدون اخذ نظر كارشناسي ثبتي)حكم معترض عنه صادر گرديده است كه دلائل نقض آن به شرح ذيل است:1-تاريخ معامله مندرج در حكم كيفري و حاكميت ماده 18ق.آد.ك در سطر هشتم دادنامه بدوي كلاسه0200142 شعبه 101 كيفري 2 پيرانشهر به تاريخ دقيق معامله در سال 1382 اشاره شده است:( .. دادگاه با عنايت به جميع اوراق و محتويات پرونده به شكايت شاكي و گزارش مرجع انتظامي و شهادت شهود تعرفه شده از سوي شاكي بدين شرح كه شاكيه سال 1382 زمين را از شخص آقاي خضر شيخه خريداري نموده است و در آن كشاورزي و تصرف مالكانه داشته است....) دادنامه مذكور در شعبه 18 دادگاه محترم تجديدنظر استان تاييد شده است و برابر ماده18ق.آ.د.ك كه اشعار مي دارد :(هرگاه راي قطعي كيفري موثر در ماهيت امر حقوقي باشد، براي دادگاهي كه به امر حقوقي يا ضرر و زيان رسيدگي مي كند، لازم الاتباع است.) نتيجتا افزون بر ورودی های 71 حقوق شیراز...

ما را در سایت ورودی های 71 حقوق شیراز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: دوشنبه 1 مرداد 1403 ساعت: 10:07

بازسازیمرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشدمرا قولیست با جانان که جانان جان من باشدبه خط خویشتن فرمان به دستم داد آن سلطانکه تا تختست و تا بختست او سلطان من باشداگر هشیار اگر مستم نگیرد غیر او دستموگر من دست خود خستم همو درمان من باشدچه زَهره دارد اندیشه که گِرد شهر من گرددکه قصد مُلک من دارد چو او خاقان من باشدنبیند روی من زردی به اقبال لب لعلشبمیرد پیش من رُستم چو او دَستان من باشدبِدَرَم زَهره زُهره خراشم ماه را چهرهبَرَم از آسمان مُهره چو او کیوان من باشدبِدَرَم جُبه مَه را بریزم ساغر شَه راوگر خواهند تاوانم همو تاوان من باشدچراغ چرخ گردونم چو اِجری خوار خورشیدمامیر گوی و چوگانم چو دل میدان من باشدمنم مصر و شکرخانه چو یوسف در بَرَم گردچه جویم ملک کنعان را؟ چو او کنعان من باشدزهی حاضر زهی ناظر زهی حافظ زهی ناصرزهی الزام هر منکر چو او برهان من باشدیکی جانیست در عالم که ننگش آید از صورتبپوشد صورت انسان ولی انسان من باشدسر ماهست و من مجنون مجنبانید زنجیرممرا هر دم سر مه شد چو مه بر خوان من باشدسخن بخش زبان من چو باشد شمس تبریزیتو خامُش تا زبانها خود چو دل جنبان من باشد____مولوی____با اجازه مولویچو بهروزم ز من شادی, بخواهد روز بهروزیهمان روز و همان شادی , به شادی جان من باشد وگر از من شماره کارت می خواهد به خوشحالیچه من مهمان او باشم چه او مهمان من باشدهمین را از خدا خواهم که او شاد و لبش خندانحساب بانکی اش همواره چندین, چند و چندان من باشدسرش در کار خود باشد, به دور از رنج بی پولیاگر در اردبیل و تنگک و تهران من باشد به شادی با عیال خود , به رشت و انزلی آیدنه در ایام شرجی بلکه در آبان من باشد تو را من چشم در راهم ,عصا در دست و لب ,خندانکه با خندانی از تهران, شبی مهمان من ب ورودی های 71 حقوق شیراز...

ما را در سایت ورودی های 71 حقوق شیراز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: دوشنبه 1 مرداد 1403 ساعت: 10:07

صفحه بندی